۱۳۹۱ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

SMS Haye Delneshin

 

امسال هرکی اومد خونه ما عید دیدنی، بهش می گفتم واااااای چقد چاق شدی...

طرفم از همون خونه ما شروع ميكرد به رژیم گرفتن...

کلی به اقتصاد خانواده کمک کردم!!!

**********************************

هی میگین:

ماهی قرمز گناه داره توی تنگ ماهی نذارید!!

فقط ماهی قرمزه آدمه؟

ماهی سفید کنار سبزی‌ پلوتون توله‌ سگه؟

**********************************

مامانم داره به يه زنه آمريكايي هفت سينو توضيح ميده:

It should be start with "S", like APPLE

**********************************

میگم اصغر آقا، بیزحمت اون اسکارتم بیار ببینیم چه شکلیه !

(عید دیدنی … فک و فامیلای اصغر فرهادی)

**********************************

بعضیا تو زندگى آدم نقش هله هوله رو بازى می کنن

ظاهره شون قشنگ و با مزه

اما جلو رشدمون رو می گیرن!

**********************************

ترسناک ترین جمله دوران بچگی :

صبر کن برسیم خونه ، من میدونم و تو......

**********************************

تجویز دارو ...

.

.

.

سه بسته خاک برات نوشتم هر هشت ساعت می‌ریزی رو سرت!!

**********************************

فیسبوک میپرسه داری به چی فکر میکنی...

توییتر میپرسه داری چی کار میکنی...

فور اسکوئر میپرسه کجایی...

پلاس میپرسه چی شده جدیدا...

اینترنت داره تبدیل به یه دوس دختر سمج میشه!!

**********************************

یعنی من خودم رو یه یک لحظه جای این دخترای مجرد میزارم خیلی حالم گرفته میشه که پسر خوشتیپ و خوشگل و تحصیل کرده ای مثل من قصد ازدواج نداره !!

**********************************

اومدم خونه ، میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار ، روش نوشته ١٨+

همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم ، میبینم میرسه تو آشپزخونه ، آخرین برگ روش نوشته :

" آشغالا رو بزار دم درب "!!!

**********************************

- آقا به خدا ايشون خواهر من هستند...

- من پليس راهنماييم، اگه ايشون مادرتون هم باشن ، بازم دليل نميشه دو نفري با هم پشت فرمون بشينين!

( قسمتي از گفتگوي يارو با افسر راهنمايي رانندگي)

**********************************

يارو تو اتوبوس هي ميره صندلي شماره ٣ هي ميره شماره ١٥

بهش ميگن چرا اينطوري ميكني؟

ميگه خير نبينه اوني كه گفت ٢ تا صندلي بگير شب راحت بخوابي!!!

**********************************

از يارو ميپرسن به زنبوري كه تو كندو از همه زنبورها مراقبت ميكنه چي ميگن؟

يارو ميگه: بهش ميگن خسته نباشي!!

**********************************

براي يك زن ٢٠ سال طول ميكشد تا از پسرش مرد بسازد

اما زن ديگري همان مرد را ظرف ٢٠ ثانيه خر ميكند!!

هلن رولند

**********************************

يارو به همراه دوستان متخصصش

به كمك مهندسي معكوس

موفق به توليد سرنشين بدون هواپيما شدند!!!

**********************************

يارو به نامزدش اس ام اس ميزنه:

عزيزم من تا ١٠ دقيقه ديگه ميام پيشت و اگه نيومدم اس ام اس رو دوباره بخون!

**********************************

دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره

مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟

دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده

مادر : مگه زنم داره ؟

دختر : آره سه تا هم بچه داره

مادر : وای خدای من ، آخ قلبم !

دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده !

مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟!

**********************************

گوشیمو تو ماشین بابام جا گذاشتم از خونه بهــش زنگ زدم ، میگم:

- گوشیم تو ماشینت جا مونده

میدونم

- زنگ خورد جواب ندیاااا !

اخه مگه من بیکارم جواب زنگ گوشی تورو بدم...

- خب حالا چرا عصبانی میشی ، کسی زنگ نزد؟

نه فقط الهام اس داد گفت غروب میاد دنبالت برین بیرون گفتم وقت نداری سرت شلوغه

- واسه چی اینو گفتی ؟

چون قبلش به طــــناز قول دادم برین خرید!

 

 

۱۳۹۰ بهمن ۱۸, سه‌شنبه

کفرگویی

- خدایا، چایی نیمی خواین؟

- نمی خواهم. ممنون.

- اتفاقی افتادس؟

- نه. یک خرده توی فکرم. همین.

- می خواین به اسرافیل بگم یُخده ساکسیفون بزنِد برادون، از این حال در بیاین؟

- نه خوبم.

- آخه این طوری که نیمی شِد که. الان 1400 سال س اینجا کز کردیند آ نه با کسی حرف می زنیند آ نه به دعاها گوش می دین؛ مدیریت کاینات هم که ول کردین به حالی خودش. اگر چیزی شدس به من بیگید خب. من که بد تون را نیمی خوام.

- ببین میکاییل. یک چیزی می خواهم ازت می پرسم، بین خودمان بمونه ها.

- معلوم س. حرفدا که بزنی ا، از این حالتی دلمالش هم در میای.

- ببینم، شده هیچوقت فکر کنی ما اینجا چه کار می کنیم؟

- یعنی سیطور مثلا؟

- مثلا این که از کجا آمدیم؟ کجا می ریم؟ این که وجود داریم یعنی چه؟

- ماها را که دست و پنجه دان درد نکونِد، خود دون خلق کردین.

- باریکلا. ببین، به نظر من هر چیزی که وجود دارد، یک علتی دارد، خب؟ یک خالقی. مثلا این کاینات و مردم و آن بازی زندگی را من درست کردم. ولی خودم چه؟ بالاخره من هم وجود دارم دیگه. همین که فکر می کنم یعنی وجود دارم. خب پس من از کجا آمدم؟

- والله من نیمی فهمم سی سی می گوین.

- من فکر می کنم، باید یک دنیای دیگری بالاتر از این باشد. این همه بازیِ، چه می دانم، آفرینش و بهشت و جهنم و این ها، الکی نبوده که؛ یک دلیل باید داشته باشه بالاخره. نمی تواند زندگی من بی معنا باشد. من فکر می کنم این ها همه اش یک جورهایی برای امتحان من بوده. که سربلند از این بازی در می آیم یا نه. به عدالت با آفریده های خودم رفتار می کنم یا نه. می فهمی؟

- دِنه دِ. این چیزهای چیه س می گوین شوما؟ ناشکری می شِد این طوری غمباد گرفتیند آ حالا هم که این حرف های.. استغفرالله. به جونی شوما اینقدر آدِما هستند که آرزوشون س جای شوما باشند. بعد اونوقت شوما میاین می گوین.. استغفرالله. این ها وا حرف های خود تون نیست. نکوند چیزخور دان کردن؟ به این شیطونی خِر ندیده لعنت بفرستید. سر ظهری یخده اسفند اِسدم برم جل بیارم برادون دود کنم. شوما هم دیگه از این حرف های… استغفرالله.

اصفهانی ها

اصفهانیه چشماش ضعیف بوده عینک میزده . میخواد روزنامه بخونه هی عینکشو میزده یک کمی میخونده دوباره میذاشته تو جیبش دوباره میزده یه خورده میخونه و همینطور . دوستش میگه : خب ، چرا عینکتو نمیزنی یکدفعه همشو بخونی ؟ اصفهانیه میگه : آخه اونایی که درشت نوشته بدون عینک میتونم بخونم ، عینک نمیزنم که شیشه اش مصرف نشد !!

مي دوني يه اصفهاني رو چه جوري شکنجه ميدن؟ مي بندنش به تير چراغ برق مي گن کوچه بغلي شام مي دن

یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل

از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!

اصفهانيه میره سربازی وقتی بر میگرده میبینه داداشش و باباش با کلی ریش و سبیل وایسادن دم در میگه تو رو خدا بگین چی شده باباش میگه احمق رفتی سربازی ریش تراشو دیگه چرا بردی

اصفهانیه به مهمونش میگه اگه گرسنه ای مرغ هست! بگم تخم کنه؟

به اصفهانيه ميگن دو دوتا ميگه : ميخاي بخري يا ميخاي بفروشي !

اصفهانيه آب معدني ميخره به زنش ميگه يه كم آب بهش اضافه كن خيلي غليظه

يه اصفهاني يك خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هركدام يك دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا يك دانه؟ مرد جواب داد: عزيزانم ! بقيه اش هم همين مزه را مي دهد

اصفهانیه برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی

اصفهانيه داشته رو خودش آب يخ ميريخته ، ميگن چرا اينجوري ميكني؟ ميگه مي خوام سرما بخورم. ميگن چرا؟ ميگه اخه يه پنيسلين دارم داره تاريخش ميگذره!

یه اصفهانی جوهر خودکارش تموم می شه ترک تحصیل می کنه

يه روز اصفهانيه تو مسابقات رالي شركت ميكنه وسط راه مسافر سوار مي كنه

خبري تاسف بار به دستمون رسيد که : دو تا اصفهاني شيرجه ميزنن تو آب ميگن هر کس زودتر سرش از آب اومد بيرون بايد شام بده هنوز جسد هيچکدومشون رو پيدا نکردن

اصفهونیه نذر می کنه اگه دانشگاه قبول بشه مادرشو پیاده بفرسته کربلا

دختراصفهونیه باباش پول نمیده دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!

اصفهانيه بيدار می شه می بينه زنش مرده .‏ به دخترش مي گه :‏ اختر !‏ ننت مُردس .‏ صبحونه واسه دو نفر درست كن

اصفهانی تو خواب میبینه به فقیر 1000 تومان داده وقتی بلند میشه میگه : عجب کابوسی بود

اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش

یه دکتر اصفهانی زنش میمیره روی سنگ قبرش می نویسه : آرمگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان ، مطب : خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذیرایی : 16 الی 20

۱۳۹۰ بهمن ۱۲, چهارشنبه

ﻭﻗﺘﻲ 5 ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ آﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﻳﻞ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﻢ ﻭ آﻻﺭﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻴﻜﻨﻢ

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﻤﺐ ﺧﻨﺜﻲ ﻛﺮﺩﻡ

عضنفر به همسرش :

عزیزم اگه موبایلت زنگ نمیزنه بدون منم... چون شارژ ندارم!

اینترنتم شده مثله آب حموم باید یا دم صبح بری یا آخر شب که فشار زیاده .........

فرق افتادن از طبقه اول با طبقه دهم:

طبقه دهم: آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .

طبقه اول: بوووووفففففف . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ

غضنفر 4 تا زن داشته، می ره آفریقا، برگشتنى با خودش یه زن سیاه پوست میاره.

ازش می پرسند این دیگه کیه؟ می گه اگه خدا قبول کنه واسه ایام محرم آوردم!

یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی!

زن: عزیزم، دنبال چی می گردی ۴ ساعته زل زدی به اون قباله ازدواجمون؟! شوهر: دنبال تاریخ انقضاشم!

من هر وقت حس درس خوندن بهم دست می ده، 5 دقیقه دراز می کشم برطرف می شه!

 

همه اینا به کنار

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

مُسکن از کجـــا می‌فهمه مــا کجامون درد میکنه ؟

واقعا برام سواله

 

سه چیز غیر ممکن در دنیا:

- شما نمی توانید تعداد موهای خود را بشمارید....

- شما نمی توانید چشمان خود را با صابون بشویید....

- شما نمی توانید در حالیکه زبانتان بیرون است نفس بکشید..!!!

 

... لطفا اون زبون مبارک رو بدید تو، الان دور از جوون با اینکارتون شبیه یک سبک عقل شدید!!