يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار
اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته که يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يک توالت عمومي پيدا ميکنه. خوشحال و خندان ميره تو که يهو دم در يک مردک لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: کجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، ??? تومن! اصفهانيه شاکي ميشه، ميگه: انصافتو شکر! يک ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يکم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درک بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد ??? تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفهتره! خلاصه باز شاکي مياد بيرون، يکم راه ميره، ميبينه الانه که وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يک پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم ??? تومن. باز صاب توالت يک ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقهاي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه که ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردک توالتچي(!) ميبينه يک ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يک ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميکنه، ميبينه اصفهانيه با کمربند خودشو دار زده، يک يادداشت هم گذاشته که: "کسي که تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!
يه اصفهانيه ميره خواستکَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من جه جيزي ديدين که اومدين خواستکَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانکي شما يک جيز هايي ديديم
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي کنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي کونم.
چندتا تهروني اومده بودن اصفهون گردش، توي ميدون نقش جهان درشکه سوار ميشن تا کمي تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار ميآدو وسط راه يه صدائي ازش در ميرد، تهرونيها هم برا اينکه درشکه چي رو مسخره کنن بلند بلند بهم ديگه ميگن به به، بجه ها درشکه هاي اصفهان هم راديو داره، پيرمرد درشکه چي خيلي خونسرد سرشو برميگردونه و ميگه: آره آمو (عمو ) ولي فقط موجي تهرونو ميگيرد
يه روز يه اصفهاني با زن وپسرش به پيکنيک مي رن که براي نهارشون سه تا تخم مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب مي بره که پدره داد مي زنه خانوم دو تا تخم مرغ بيشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته کنار خيابون گريه ميکنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سکه ?? توماني ام را گم کرده ام. مرد ميگه اينکه گريه نداره بيا اين?? توماني مال تو! بچه باز هم به گريه کردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ?? تومن پول داشتم!
يه اصفهاني به باباش تلفن ميزنه براي اينکه پول تلفنش زياد نشه فقط ميگه : من کاظم ، پول لازم . باباش هم ميگه : من مريض ، قر نريز
بچه اصفهانيه از باباش ميپرسه: بابا براي عيد نوروز نميريم چهلستونو ببينيم من خيلي دوست دارم بدونم چه شکليه؟ باباش ميگه: چرا نميريم پسرم؟ اگه مُفتيش کردند ما هم ميريم !
به يه اصفهانيه مي گند چرااصفهانيا اينقدر اس اس مي کنند مي گد هر کي گفتس دروغ گفتس .
به اصفهاني مييگن با کالسکه جمله بساز ميگه اين ميوه ها کالس که !!!!!!!!!!!
اصفهانيه در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه محمد کجاست ؟ زنش ميگه : همين جا کنارت نشسته . ميگه علي کجاست ؟ زنش ميگه اونطرفت نشسته . ميگه حامد کجاست ؟ ميگه اونم همين جاست . يهو داد مي زنه پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي روشنه ؟
راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه
اول اينکه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض کنن)
دوم اينکه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميکنن به کجا رسيده
سوم اينکه تا در بستني رو باز ميکنن سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينکه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينکه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو
پنجم اينکه من اصفهاني نيستم ، ولي چرا اين کار ها رو ميکنم
اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق و بهش بگين کوچه اون طرفي شام ميدن
اصفهانيه کارت اينترنتش تموم ميشه ميندازتش تو آب جوش
يکبار يه اصفهاني خونش آتيش ميگيره يه تک زنگ به آتش نشاني مي زده
اصفهاني تف ميکنه آب بدنش کم ميشه
يه روز يه اصفهانيه توي يکي از پادگانهاي تهران خدمت مي کرده . بچه تهروني ها براي اينکه اونو اذيت بکنند توي غذايش تف مي کردند و اون هيچ چي نمي گفت بعد از چند روز تهروني ها قرار ميگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانيه ميگه از کي ميخواهيد با من دوست بشويد ميگند از فردا , اصفهانيه هم ميگه من هم از فردا نميشاشم توي سماور
اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده
يه نفر با يه اصفهاني دست به يقه ميشه.اصفهاني بجاي عمل متقابل التماس کنان با لهجه شيرين اصفهاني ميگه آقا شما را به خدا يقمو ول کنين گوشمو بيگيرين.آخه يقم پاره ميشه
بچه اصفهاني سر سفره غذا مي خورده.باباش با لهجي شيرين اصفهاني بهش ميگه باباجون اينقدر غذا بخور که سير بشي نه اينقدر که خسته بشي
اصفهانيه داشته رو خودش يخ مي ريخته. ميگن چرا اين کارو مي کني ميگه مي خوام سرما بخورم.
ميگن چرا؟ ميگه : آخه يه پني سيلين دارم داره تاريخ مصرفش ميگذره !
اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداششو با کلي ريش ميبينه ميزنه زير گريه ميگه بگين چي شده من طاقت دارم.
باباش ميگه کره خر چرا ريش تراشو با خودت برده بودي؟!
اصفهانيه قله اورست رو فتح کرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟
ميگه خدا لعنت کنه کسي رو که گفت اون بالا نذري ميدن يه اصفهاني با برق خونه همسايشون خودکشي ميکنه
تحقيقات نشون داده اصفهانيها فقط در 22 روز سال رشد مي کنند: دهه اول محرم + 12روز اول عيد
يه يارو ميره اصفهان کارخانه ليوان و بشقاب يکبار مصرف ميزنه، بعد از شش ماه ورشکست ميشه!!!
4راه ميشه تشخيص داد يه نفر اصفهانيه
اول اينكه همشون زيرشلواري آبي راه راه مي پوشن ( البته شايد با خوندن اين مطلب سريع اونو عوض كنن)
دوم اينكه با خوردن هر قلوب نوشابه نگاهي به شيشه ميكنن به كجا رسيده
سوم اينكه تا در بستني رو باز ميكنن سريع يه ليس به درش ميزنن
چهارم اينكه وقتي براشون مهمون مياد دم در مي ايستند و به جاي اينكه بگويند بفرمائيد تو ميگن چرا نمياي تو
اصفهانيه موبايل مي خره صفرشو مي بنده
به يه اصفهانيه مي گند چرااصفهانيا اينقدر اس اس مي کنند مي گد هر کي گفتس دروغ گفتس .
يه نفر با يه اصفهاني دست به يقه ميشه.اصفهاني بجاي عمل متقابل التماس کنان با لهجه شيرين اصفهاني ميگه آقا شما را به خدا يقمو ول کنين گوشمو بيگيرين.آخه يقم پاره ميشه
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه ?? توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين?? توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ?? تومن پول داشتم!
بچه اصفهانيه از باباش ميپرسه: بابا براي عيد نوروز نميريم چهلستونو ببينيم من خيلي دوست دارم بدونم چه شکليه؟ باباش ميگه: چرا نميريم پسرم؟ اگه مُفتيش کردند ما هم ميريم !
يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه : آرامگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان، مطب: خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذيرايي: 16 الي 21
اصفهانيه داشته رو خودش يخ مي ريخته. ميگن چرا اين کارو مي کني ميگه مي خوام سرما بخورم.
ميگن چرا؟ ميگه : آخه يه پني سيلين دارم داره تاريخ مصرفش ميگذره !
اصفهانيه داشته نوار روضه گوش ميداده ميزنه آخر نوار ببينه شام ميدن يا نه
اصفهانيه يه پوسته موز ميبينه ميشينه کنار موزه. ميگن: چرا اينجا نشستي؟ ميگه: آخه ميخوام فکر کنند من اين موزو خوردم.
اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق و بهش بگين کوچه اون طرفي شام ميدن
يه روز يه ميخ ميره توپاي يك اصفهاني با چكش مي زنه ميره تو تا خونش در نياد .
شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خوابيده بودن ازشون مي پرسن چرا بيرون خوابيدين ميگن واسه اينكه پول فطرمون بيفته گردن شهرداري
اصفهانيه قله اورست رو فتح ميکنه بهش ميگن انگيزت چي بود ؟ ميگه خدا لعنت کنه اوني رو که گفت اون بالا نذري ميدن
يک روز يک اصفهاني به پسرش ميگه بابا برو در خونه همسايه و اره انها رو بگير پسر ميره و مياد ميگه بابا نداد بابا ميگه محترمانه بگو پسر ميره و محترمانه ميگه و بعد مياد ميگه بابا نداد بابا باز ميگه اين دفعه برو خواهش کن پسر ميره و بعد مياد ميگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداريم و بعد بابا ميگه که عجب مردم خسيسي نميخواد برو اره خودمونو از تو انباري ور دار بيار
يه اصفهانيه ميره خواستكَاري براي اقا زادش باباي دختر ميبرسه شما در دختر من جه جيزي ديدين كه اومدين خواستكَاري در دخترتون هيجي والا ولي تو حساب بانكي شما يك جيز هايي ديديم
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كنم.
يه روز يه اصفهاني با زن وپسرش به پيکنيک مي رن که براي نهارشون سه تا تخم مرغ مي برند!!!!!! يدفعه پسرشون را آب مي بره که پدره داد مي زنه خانوم دو تا تخم مرغ بيشتر درست نکن بچه رو آب برد!!!
چندتا تهروني اومده بودن اصفهون گردش، توي ميدون نقش جهان درشکه سوار ميشن تا کمي تاب بخورن، اسب درشکه زبون بسته بهش فشار ميآدو وسط راه يه صدائي ازش در ميرد، تهرونيها هم برا اينکه درشکه چي رو مسخره کنن بلند بلند بهم ديگه ميگن به به، بجه ها درشکه هاي اصفهان هم راديو داره، پيرمرد درشکه چي خيلي خونسرد سرشو برميگردونه و ميگه: آره آمو (عمو ) ولي فقط موجي تهرونو ميگيرد
به اصفهاني مييگن با کالسکه جمله بساز ميگه اين ميوه ها کالس که !!!!!!!!!!!
به اصفهانيه مي گن شيرين تر از عسل چي خوردي مي گه ترشي مفتي
بچه اصفهاني سر سفره غذا مي خورده.باباش با لهجه اصفهاني بهش ميگه: باباجون اينقدر غذا بخور که سير بشي نه اينقدر که خسته بشي
اصفهاني با برق خونه همسايشون خودکشي ميکنه
اصفهانيه ايكس ميخوره تاكسي دربست ميگيره
يه اصفهانيه خونشون آتيش ميگيره به آتش نشاني SMS ميفرسته
يه روز اصفهاني در حال مردن بوده به دخترش ميگه بابا تو اينجايي دختره ميگه بله اينجام به پسرش ميگه بابا تو هم اينجايي پسره ميگه بله اينجام يكدفعه مرده داد مي زنه پس چرا لامپ اون اتاق الكي روشنه ؟؟؟؟
يه روز يه فارسه. تركه. اصفهانيه مي خواستند چاي ليپتون بخورن.
فارسه فنجان رو نگه مي داره و ليپتون را تو فنجان تكان مي ده
تركه ليپتون را نگه مي داره و فنجان را تكان مي ده
اصفهانيه ليپتون را به دورفنجان مي ماله
اصفهانيه خانوم بلند ميكنه، بهش ميگه: بايد عين زنم حال بدي ها.
زنه ميگه: يعني چطوري؟
ميگه: مجاني
اصفهانيه يه پوسته موز ميبينه ميشينه کنار موزه.
ميگن: چرا اينجا نشستي؟
ميگه: آخه ميخوام فکر کنند من اين موزو خوردم
اصفهاني رو ميخوان زجر بدند، ميبندنش به تير برق و بهش ميگن: کوچه اونطرفي شام ميدن
يك روز ي يك اصفهاني موز مي خوره پوستشو ميذاره تو دفترچه خاطرات
اصفهانيه براي بچه اش اسمارتيز مي خره، روش مي نويسه هر ? ساعت يکي