۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

 
 

یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!!
 
ترکه زنش یه پسر کور دنیا میاره اسمشو میزاره حیدر مریمزاده
 
به مرغه میگن چرا تخم نمی زاری میگه آخه هنوز نامزدیم!!
 
ترکه یه دختره خوشگل تو تهران میبینه میگه: ببخشید دوست دختر که میگن شمایید؟؟؟
 
یه روز یه ترک رو میبرن کلانتری میگه چرا منو آوردین اینجا ؟؟ میگن واسه عرق خوری .. میگه پس چرا نمیارین بخوریم؟؟؟؟؟؟؟
 
یه ترکه میره امام زاده میبینه شلوغه . داد میزنه میگه : آهای شلوغ نکنید . پارسال هم شلوغ کردن حاجت ها با  هم قاتی شد من حامله شدم!!
 
تهرونيه زن ميگيره، فرداي روز ازدواجش رفيقش ميبينه با حال خراب واعصاب خورد نشسته يك گوشه داره سيگار ميكشه. ميره جلو، ميگه: بيخيال بابا! ملت كه زن ميگيرن لااقل يك دو سه ماهي سرحالن، تو چرا از همين روز اول حالت خرابه؟ پسره ميگه: اگه توهم ديشب تو حجله جاي من بودي، الان حالت خراب بود. رفيقش ميپرسه: مگه چه خبر بود ديشب؟ تهرونيه ميگه: والله من ديشب كارم كه با خانوم تموم شد به عادت لعنتيِ هميشه دست كردم تو جيبم سه تا دوهزاري دادم بهش!! رفيقش يك ربع ميخنده، بعد به زور جلو خودشو ميگيره، ميگه: بيخيال بابا، حالا خانوم كه نفهميده جريان چيه. تهرونيه ميگه: بابا حالم كه سر اين جريان گهي نيست... بدبختي اينه كه وقتي هزاريا رو دادم، خانوم هم فوري دست كرد هزارتومن بقيه پولم رو پس داد!!!
 

تركه اسم بچش رو ميگذاره ديويد كاپرفيلد! ازش مي پرسند: چرا اسمشو اينجوري گذاشتي؟! ميگه: آخه تخم سگ از دو تا كاندوم گذشته
 

زنه تو خيابون داشته لنگ لنگان راه ميرفته، لوطيه بهش ميگه: خدا بد نده آبجي؟! زنه ميگه: خدا بد نداده، خودم بد دادم
 

به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید
میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم
 

به یک آقای رشتی که بچه زیاد داشته میگن اینقدر بچه داری
اسماشون یادت میمونه میگه آره اسماشون که یادم میمونه
فقط فامیلی هاشون یه ذره سخته
 

یه بار تو رشت زلزله میاد
مرد رشتیه هی داد میزنه وای زنم وای زنم
بهش میگن خوب چرا نمی ری نجاتش بدی؟
میگه حالا از کجا بفهمم تو کدوم خونست؟!!
 
 
 
هر کی دروغ بگه میترکه…. رشتیه: ماآدمای با غیرتی هستیم….بـــــــومب
….. اصفهانیه: ما آدمای لارجی هستیم… بومبپ ….
ترکه : ما آدم …..بـــــــومب
 
 
 
پسره رشتیه میره سربازی وقتی بر میگرده پدرش میگه اینجا نبودی برات زن گرفتیم بیا این هم بچه ات ... !!!!
 

میدونید ژاپنی ها به قزوین چی میگن ؟
میگن : تاتاشی توشه
 

قزوینیه یک پسره رو تورزده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خیابون میرفته که یهو یک قزوینی نااهل دیگه اون رو ازش بلند میکنه. قزوینیه خیلی شاکی میشه، داد میزنه: ای بی‌مروت.. ای بی دین و ایمون ... آخه اون ک....ونی که تو میکنی حلاله؟!
 
 
 
یه بار یه قزوینیه رو بیهوش میارند بیمارستان و می بینند که معامله اش شکسته ، بعد از اینکه به هوش میاد دکترها دورش جمع میشن و ازش می پرسند که مردحسابی همه مردم سرشون میشکنه ، پاشون میشکنه ، دستشون میشکنه ، تو چرا اونجات شکسته؟ قزوینیه میگه : بالام جان، والا نمیدونم کدوم بی مروتی ، عکس ک.....ون رو دیوارکشیده بود؟؟!!!
 
 
 
یه روز یه بابایی از قزوین داشته رد میشده ، میبینه مردم قزوین لخت روی زمین دراز کشیدند و چیزشون رو دادند به طرف آسمون . تعجب میکنه واز یکیشون می پرسه که جریان چیه ؟ طرف هم جواب میده : بالام جان اون بالا یه هواپیما سقوط کرده خلبانش داره با چتر پایین میاد.
 
 
 
یه قزوینی با طوطی اش رفت حموم , وقتی داشت پشم های ...یرش را با تیغ می زد , طوطی هی می گفت:می بری ها, می بری ها ...مرد عصبانی شد و با سنگ پا زد توی سر طوطی و طوطی بیهوش شد .بعد از اینکه مرد از حموم رفت بیرون ، زنش به حموم رفت.یهو طوطی به هوش آمد و گفت: دیدی بریدی دیدی بریدی !!!
 

اگه نمیزاری بوست کنم
اگه نمیزاری نازت کنم
اگه نمیزاری بغلت کنم
حداقل بزار جیگرتو بخورم که
.
.
آخه من جیگر گوسفند خیلی دوست دارم
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر